تبلیغات
وبلاگ دانشجویان رشته مهندسی علوم دامی-طیور دانشگاه ملایر 89 - چالش‎های تولید و عرضه گوشت مرغ در ایران
 
درباره وبلاگ


سلامی گرم به همه عزیزانی كه در حال مشاهده و خواندن مطالب این وبلاگ می باشند... .
ما اوایل سال 89 وبلاگی را طراحی كردیم برای گروه علوم دامی - طیور دانشگاه ملایر! كه شرح وظایف آن از این قرار است:
1- جهت اطلاع رسانی بچه های گروه علوم دامی دانشگاه ملایر
2- جمع آوری اطلاعات مورد نیاز شما در مورد رشته علوم دامی
3- قدمی کوچک در راستای افزایش بنیه علمی شما
در صورتی كه از مطالب این وبلاگ استفاده می كنید، حتما نام نویسنده مطلب و منبع آن را ذكر كنید
در ضمن ...
در صورت هرگونه انتقاد یا پیشنهاد یا نظر در مورد نویسنده یا بهبود اوضاع وبلاگ به آدرس ایمیل simorghmu89@yahoo. اطلاع دهید
ممنون از همكاریتون

مدیر وبلاگ : فرید فتحی
پیوندهای روزانه
نظرسنجی
به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







به نظر شما کدام رشته کارشناسی ارشد مرتبط به علوم دامی بهتر است؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
صفحه علوم دامی - طیور در فیس بوک  به ما بپیوندید تماس با ما تبلیغات پیامکی
وبلاگ دانشجویان رشته مهندسی علوم دامی-طیور دانشگاه ملایر 89
رسدی مژده که ایام غم نخواهد ماند - چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند"حافظ"




در زمینه تهیه و عرضه گوشت مرغ، یک الگوبرداری ناقص از روش کشورهای آمریکا و برزیل و فرانسه انجام دادهایم، بدون اینکه به شرایط خاص کشور خود و زیربنای ساختاری زنجیره تولید گوشت مرغ در ایران توجه نموده باشیم. در این کشورها چند شرکت بزرگ بازار را به دست دارند و البته صاحب اولین حلقه زنجیره تولید یعنی مزارع پرورش طیور تا حلقه آخرین آن یعنی کشتارگاهها هستند ولی در ایران همه حلقهها مجزا از هم بوده و هیچ کدام ارتباطی با یکدیگر ندارند و بعبارتی هر کسی راه، شیوه، برنامه و منافع خود را دارد و چون خود را پاسخگو نمیدانند، آنچه که رعایت نمیشود توجه به کیفیت گوشت مرغ تولیدی است! و همین است که مرغ‏های ما اصلاً از نظر ارگانولپتیکی مناسب نیستند و به قولی لذیذ نیستند!

 زنجیره تولید و عرضه مرغ شامل حلقه‏های زیر است :

مرغدار یا پرورش دهنده که با تأمین جیره و مدیریت مناسب مرغ را پرورش می‏دهد. نوع و ترکیب جیره  خصوصاً در روزهای آخر دوره در طعم گوشت مرغ نقش اساسی دارد. در کشورهای بیگانه یک هفته قبل از کشتار جیره‏های ویژه حاوی مواد مخصوص مثل فلفل پابریکا و غیره که بعضاً هم ترکیب این جیره‎ها منحصربه‎فرد و محرمانه است، به غذای مرغ اضافه می‏کنند تا طعم لذیذی حاصل شود. ولی در کشور ما، مرغدار هرگونه مانور در جیره را باعث کاهش وزن نهایی مرغ می‏داند، زیرا برای وی وزن تولیدی مهم است نه لزوماً کیفیت گوشت مرغ تولیدی! در بازار ایران مهم نیست که این مرغ در سالن مجهز و تازه تأسیس و با تهویه عالی پرورش یافته یا در سالن کهنه و بدون تهویه مناسب که البته تهویه مناسب اثر مستقیمی در طعم گوشت دارد

نکته دیگر آنکه در کشورمان مرغدار موقع صدور مرغ به کشتارگاه مدت زمان محرومیت غذایی و غیره را اصلاً رعایت نمی کند و موقع ذبح بار میکروبی کمتر نمی‏شود، چون وزن نهایی برای وی مهم است.

حلقه دوم این زنجیره راننده محترمی است که مرغ ها را از مرغداری به کشتارگاه می رساند. در تمام دنیا برای روش بارگیری و نحوه گرفتن مرغ در سالن استانداردهایی تدوین شده ولی در ایران {علیرغم وجود دستورالعمل} راننده و کارگرش با عجله و شتاب تمام و برای اینکه کرایه خود را براساس وزن مرغ حمل شده میگیرد، با حداکثر ظرفیت مرغها را داخل قفس‏ها بارگیری میکند و این سبب شکستگی بالها در هنگام بارگیری و تلفات زیاد در حین حمل به کشتارگاه و وارد آمدن استرس بیشتر که اثر مستقیمی در طعم گوشت دارد، میشود. نگارنده موارد متعددی در کشتارگاه مشاهده نموده که مرغ‏های بیچاره تنها به دلیل عدم کشیدن چادر روی ماشین حمل پرنده، حین حمل از سرما یخ زده بودند و در این هنگام چاره ای جز اظهار تاسف نداشته است.

حلقه مهم و اساسی دیگر در این زنجیره کشتارگاه است. کشتارگاه صنعتی چند سالی بیشتر نیست که در ایران رواج یافته و نیاز به علم روز دارد ولی متأسفانه {عمدتاً} صاحبان آن با علم فاصله دارند! تکنیک ذبح مرغ دارای ریزهکاریهایی است که در کیفیت گوشت مرغ و طعم و تردی آن تأثیر بسزایی دارد. مثلاً یکی از این ریزه‏کاری‏ها دادن شوک به مرغ بعد از پرکنی است ولی اگر به صاحب کشتارگاه این نکته را بگویید از خنده رودهبر می شود! البته تقصیری هم ندارد زیرا تغییرات بیوشیمیایی بعد از ذبح را نمی‎داند.

عواملی مانند بالا بودن درجه شوکر قبل از سربریدن که در کشتارگاهها به دلیل ظرفیت بالای کشتار درجه شوکر را تا حد نهایی بالا می‏برند تا کارگر سربر، عمل سربریدن را به راحتی انجام دهد و همین این امر مانع خونگیری مناسب و کامل می‎گردد، چون مجبور است به تنهایی از اول شب تا صبح، مرغ سر ببرد. در کشتارگاه درجه آب اسکالدر بایستی مناسب باشد تا از پختگی جلوگیری شود ولی در کشتارگاه‏های ایران درجه آن را بالاتر نگه می‎دارند تا عمل پرکنی راحتتر صورت گیرد و تازه دترجنت هم به آب اسکالدر اضافه می‏کنند تا نقص پرکن را جبران کنند و در اثر این عمل لایه نازکی از سینه مرغ پخته می شود که باعث بد طعمی و بالا رفتن میزان بار میکروبی لاشه شده و ماندگاری گوشت مرغ هم به شدت کاهش می‏یابد.

تخلیه امعاء و احشاء مرغ در خط کشتار کشتارگاه‏های ایران معمولاً توسط دستان کارگر صورت میگیرد. پارگی رودهها و ریخته شدن مدفوع داخل روده‏ها به حفره بطنی لاشه مرغ تقریباً در همه لاشهها رخ‌ می‎دهد. ریهها و کلواک و نای و گاهی موارد پیش معده و مری در لاشه ها باقی میمانند. به دلیل بالا بودن ظرفیت کشتار و متفاوت بودن جثه و وزن مرغها که از فارمهای مختلف با شرایط پرورش متفاوت تهیه می شوند، دستگاه ریهبردار و تخلیه امعاء و احشاء و کلواکبردار در شرایط کشورمان عملاً کاربردی ندارد و به دلیل آلودگی مدفوعی لاشه مرغهای ما در بعد ازظهر روز کشتار، بوی کندیدگی شدیدی می‏دهند که البته فروشندگان مرغ بلافاصله آن را با آب شسته و قطعه‏بندی نموده و با لیبل کشتارگاه دوباره میفروشند!

پس از تخلیه امعاء و احشاء، مرغ‏ها داخل یک چیلر آبی قرار می‏گیرند که با یخ خنک میشوند و چون یخ زیادی برای خنک کردن چیلر مصرف میشود در فواصل کشتار آب چیلرها عوض نمیگردد و پس از کشتار چند ماشین، بار میکروبی آن با دیدن کیفیت آب و رنگ آب چیلر، مشخص است که چقدر خواهد بود! البته سیستم چیلر آبی در دنیا منسوخ شده و air chilling جایگزین آن شده است. در برخی از کشتارگاه‏ها هم کلر اضافه می کنند تا بار میکروبی کمتر شود در حالی که کلر سرطانزا است.

مرغ ها پس از چیلر مختصر در اتاق سرد دور می‏زنند (البته با سرعت بیشتر) تا ‏آب‏چکان  باعث  افت درصد لاشه نشود و بلافاصله بسته‏بندی و بارگیری می‏شوند و از نگهداری در پیش سرد و دمای عمقی مناسب لاشه خبری نیست! چون مرغ، کشتار روز است باید بلافاصله دست مصرف کننده برسد که البته این امر فقط در ایران مرسوم است و غلط مصطلح بوده و دامپزشکی هم سکوت مصلحتی می کند نه اطلاع رسانی نه چیزی ...!؟

پس از ذبح نوبت پرکنده فروش است که مرغ ها را بدون رعایت زنجیره سرد به مغازه میرساند و گاهی هم چون نیروی انتظامی اجازه باز کردن مغازه را در نیمه شب نمیدهد مرغ‎ها تا صبح با ریختن یخ آنهم یخ کارخانهای و آزمایش نشده در وانت نگهداری میشوند تا صبح تخلیه شده و بدون رعایت زمان جمود نعشی و سنجش pH و بدون اطلاع از مکانیسم‏های بیوشیمیایی در گوشت پس از کشتار به فروش رسیده و مرغ مرحله جمود نعشی را داخل قابلمه می گذراند! و همین دلایل است که طعم گوشت مرغهای ایرانی، مزه "تخته پخته شده" را می دهند!

اما براستی علت چیست که بستهبندی مرغ طعم آن را بهبود نمیدهد؟ دلیل اصلی آن نبودن درجه‏بندی کیفی و عدم توانایی مصرف‏کننده در انتخاب به دلیل فضای انحصاری بازار است. در مرغ بسته‏بندی شده فقط نام کشتارگاه نوشته میشود. مرغدار میگوید که در محصول نهایی اسمی از مزرعه و مرغداری وی وجود ندارد پس مسوولیتی متوجه وی نخواهد بود و امکان پیگیری هم لابد نیست و فقط و فقط به فکر بالا بردن وزن مرغ خود می باشد. مرغ فروش هم خود را فقط فروشنده مارک کشتارگاه می داند البته ناچاراً (!) و هیچ مسولیتی در جهت نگهداری صحیح از مرغ احساس نمی‏کند و گاهی هم موقع پس دادن مرغ توسط مشتری، از پسگرفتن آن خودداری و ادعا میکند که محصول تولید کارخانهای است که آدرس آن روی محصول وجود دارد و مشتری هم کاری نمی تواند بکند!

دلیل اصلی این شرایط نا مطلوب این است که کشتارگاه به دلیل خلاءهای قانونی از شرایط بازار به نفع خود استفاده کامل میبرد و البته این شرایط، غیرعادلانه و انحصاری است. تا زمانی که ماده 19 آیین نامه نظارت بهداشتی به طور کامل و صحیح اجرا نشود مسوولین فنی بهداشتی هم فقط ناظر و مراقب امنیت شغلی خود خواهند بود!

حال چاره کار چیست؟ فضای فعلی بازار مرغ، فضایی انحصاری است، به طوری که بازار مرغ تهران به آن بزرگی، تقدیم 20 کشتارگاه شده و بازار تبریز تقدیم 3 نفر و پرکنده فروشی که 50 سال سابقه دارد و مغازه و امکانات از خودش می‏باشد، ناچاراً فروشنده محصولات کشتارگاهی شده است که فقط یک حلقه از این زنجیره است. این بازار انحصاری رقابت را از بین می‏برد و از بین رفتن رقابت یعنی عدم توجه به کیفیت و از بین رفتن حقوق مصرف کننده!

بهترین چاره در این است که سازمان دامپزشکی در رویه خود در مورد اطلاعات لازم حک شده روی بستهبندی‏ها تغییرات اساسی بدهد. بدین نحو که هر پرکنده فروشی بتواند نام مغازه و آدرس خود را روی مرغ عرضه شده توسط خود و به نام خود بنویسد و در قسمتی هم آدرس و محل کشتارگاهی که مرغ  را در آن کشتار کرده نوشته شود. مثلا "مرغ فلانی کشتار شده در کشتارگاه فلان" درج گردد. این امر سبب ایجاد فضای رقابتی بین مرغ فروش‏ها شده و آن موقع توجه به کیفیت و انتخاب فارم مناسب و حتی توجه به ترکیب جیره توسط خریدار مهم می‏شود و در این صورت هر کسی تلاش خواهد کرد تا مشتری‏های خود را راضی نگه دارد.

راه چاره دیگر هم این است که برای کشتارگاه‏هایی با ظرفیت کم حتی 100 قطعه در ساعت توسط دامپزشکی مجوز داده شود تا چند فارم به صورت مشترک از آن استفاده کنند و قاعدتاً رعایت شرایط بهداشتی و ریزهکاریها هم در این کشتارگاهها آسان‏تر خواهد بود! و اگر امتیاز آنها به فارغ‏التحصیلان رشته‎های مرتبط داده شود ایدهآل خواهد بود. اکنون دامپزشکی مجوز کمتر از 4000 قطعه نمی‏دهد و این مستلزم سرمایهگذاری سنگین بوده و عاملی بزرگ برای ایجاد انحصار است. ضمناً بهتر است نظارت کشتارگاههای کوچک هم به شرکتهای ممیزی بخش خصوصی سپرده شود.

یک پیشنهاد هم این است که اداره کل استاندارد و تحقیقات صنعتی نسبت به تدوین استاندارد از مرحله بارگیری در فارم تا کشتار و بستهبندی به صورت منسجم نه به شکل بخشنامهها و ابلاغیههای ناقص و جستهگریخته و غیرکاربردی موجود اقدام نماید. حتماً می‎پرسید چرا اداره استاندارد؟ چون سازمان دامپزشکی اگر می‏توانست باید در این مدت 20 سال چنین کاری را انجام می‎داد!

نکته پایانی هم اینکه مسوولین سازمان دامپزشکی و نظام دامپزشکی باید اهتمام ویژه‎ای به اجرای آیین‏نامه مصوب دولت (ماده 19 آیین‎نامه نظارت بهداشتی) گمارده و از موانع موجود هم نهراسند!





نوع مطلب : مطالب علمی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 اسفند 1389 :: نویسنده : رامین نوری
نظرات ()
شنبه 23 مهر 1390 11:08 ق.ظ
قطعا نویسنده مقاله كاملا مغرض و غیر دامپزشك است تك تك نكات مطرح شده یك بحث كامل می طلبد كه بنده در خدمت حاضرم ایكاش در این كشور پر نقص جهان سومی ما به مسائل دیگر هم مانند مسائل بهداشتی دامپزشكی دقت میشد در مقایسه با وضعیت جاده ها ،خودروهای تولیدی،وضعیت صدا و سیما،وضعیت آموزشی مخصوصا در شبه دانشگاهها،وضعیت كارخانجات لبنی و بیسكویت و دستمال كاغذی و ...، اختلاسها،بورس،تورم،اختلاس،نابسامانی كشاورزی ،واردات بی رویه،كود بسیار بالا در محصولات كشاورزی و شیوع گاه بگاه بسیاری از بیماریهای واگیر توسط سبزیجات،و آمار تلفات رانندگی و سقوط هواپیما و تقلبات رایج در تولید و قاچاق و . . . وهزازان مورد دیگر كه نشاندهنده مسئولیت پزیری بالای هموطنان محترم میباشد بالا رفتن كنترل بهداشتی بر فراورده های خام دامی باعث بالا رفتن انتظارات این نگارنده محترم جهت ارتقای بهداشتی مرغ تولیدی به استانداردهای اروپا وامریكا گردیده است،دست تمام همكاران دامپزشك عزیز در عرصه ارتقای بهداشت عمومی جامعه درد نكند كه هم در جنگ با مغرضان و هم در تلاش جهت ارتقای بهداشت جامعه در حد توان پیروزند.
دوشنبه 16 خرداد 1390 12:24 ق.ظ
تمامی مطالب عین واقعیت است،مطالب برای تحقیق من بسیار عالی است اما نمی توانم کپی برداری کنم چرا؟؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر